خداوند گفت : دیگر پیامبری نخواهم فرستاد _ از آن گونه که شما انتظار دارید _
اما جهان هرگز بدون پیامبر نخواهد ماند ‍‍‍‍،

و آن گاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد. پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود. عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند...و خدا گفت اگر بدانید،حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد  .

 

 

i5tzd90s273kwp2rk7t.jpg

 

خداوند رسولی از آسمان فرستاد. باران نام او بود . همین که باران باریدن گرفت، آنان که اشک را می شناختند، رسالت او را دریافتند، پس بی درنگ توبه کردند و روحشان را زیر باران بی دریغ خدا شستند .
خدا گفت : اگر بدانید با رسول باران هم می توان به پاکی رسید.
خداوند پیغامبر باد را فرستاد، تا روزی بیم دهد و روزی بشارت... پس باد روزی توفان شد و روزی نسیم و آنان که پیام او را فهمیدند، روزی در خوف و روزی در رجا زیستند . 
خدا گفت : آن که خبر باد را می فهم د، قلبش در بیم و امید می لرزد . و قلب مومن این چنین است .

 

 

8pcdk4givzgpl8609yep.jpg

 

 

خدا گلی را از خاک برانگیخت تا معاد را معنا کند . و گل چنان از رستاخیز گفت کزآن پس هر مومنی که گلی را دید رستاخیز را به یاد آورد.
خدا گفت : اگر بفهمید تنها با گلی قیامت خواهد شد .


خداوند یکی از هزار نامش را به دریا گفت ... دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به سجده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند.
خدا گفت : آن که به پیغمبر آب ها اقتدا کند ، به بهشت خواهد رفت

 

f1ws8fwpnl14chwg9to.jpg

 

 

و بیاد دارم که فرشته ای به من گفت : جهان آکنده از فرستاده و پیغمبر و مرسل است . اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند و با گل بجنگد . تا پرنده را دروغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر اما هم امروز ایمان بیاور که پیغمبر آب و رسول باران و فرستاده ی باد برای ایمان آوردن تو کافیست ...

.


دسته ها :
1389/2/8 11:53


توی هیئتهای خیلی بزرگ ، حتماً دیدید یک نفر سینی بدست فقط چای میده و خیلی طول نمیکشه که یکی دیگه با ظرف پر قند جلوت سبز میشه . حالا بچه هایی که با هیئت آشنا نیستند تا چای اومد دائم سراغ قند رو میگیرند ، اما بزرگترها و بچه هیئتیها آرام و صبور و منتظر نشسته اند .
خوبه که یادمون باشه : دنیا هیئت خداست و غم ها ، غصه ها ، ناگواریها و تلخیها چیزی شبیه به چای تلخ و از طرفی راحتی ها و شادیها مثل قند . پس اگه در زندگی غم و غصه ای سراغت اومد مبادا بی تابی کنی ، مبادا بی قراری کنی ، بلکه آروم باش و منتظر قند شادی از طرف ارحم الراحمین باش . عجله هم نکنی دیر یا زود میرسه . این سخن امیر المؤمنین (ع) یادت باشه : (( لًِکُلّ همٍّ فَرَج )) برای هر غصه ای شادی است .

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سرشوریده باز آید به سامان غم مخور
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت
دایماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور
کانون گفتمان قران
"سعید خورشیدی"
دسته ها :
1389/1/18 16:1

 

 

دسته ها :
1389/1/14 23:3

 

آنیما جان سلام

خوبی؟

ببخش نمی تونم نظر بذارم ولی پست اخیر رو خوندم عکس بانمکی داشت و نیایش قشنگی هم بود، ممنون.

دسته ها :
1388/12/28 21:23

 

دوستای خوبم

اگر سوال حقوقی دارید، بپرسید.

هم کمکم کردید و هم من خوشحال می شم بتونم کمکی بکنم.

دسته ها :
1388/12/23 20:42

 

سلام

خوش اومدید

وب خودمه با یک قالب جدید

 

دسته ها :
1388/12/23 17:28

 

مادرم شاخه گل باغ بلور

پدرم فاصله ی عشق و غرور...

دوستتون دارم.

دسته ها :
1388/12/23 16:20
آنجا که باغ در اسارت پائیز بود بهار آمد با خلعتی از شکوفه های رنگین و باغ را به جشن و شکوفائی شاپرکها دعوت نمود.جویباران به حمایت درختان تشنه می شتاختند تا شاهد بردن برگهای نیمه جان به گورستان مردار نباشند.چشم شقایقها نگران شکفتن گلها بود که مبادا توسن تگرگ در مسیر ذهن آنها بتازد و فصل طلایی هم‌آغوش را به حصار تنگ خاموشی مبدل سازد.تو همیشه با منی ،مثل نفس و سایه پا به پای قدمهایم و مثل گوشوراه به گوش بادبادکهایم.وقتی نیستی انگار زمستان است و چترم را در باران گم کرده ام وقتی که هستی تا آخر فصل زمستان بدون چتر در باران میدوم. بیرنگی روزهایم را با مداد رنگی های یاد تو رنگ میزنم وقتی که نیستی جدول متقاطع تنهائیم را با آه و ناله و درد پر می کنم و با حنجره خونین فریاد می زنم. با اولین ملامت تو درد من آغاز میشود ای دشت سوخته من بمیرم برای تو که در حریم اندیشه ات سراب تجلی نموده است.
دسته ها :
1388/12/20 12:31

 

اول خدا

 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه

دوباره این دل دیوونه واسه ات دلتنگه

 

وقت از تو خوندن ستاره ی ترانه ها !

اسم تو برای من قشنگ ترین آهنگه

 

بی تو یک پرنده ی اسیر بی پروازم

با تو اما می رسم به قله ی آوازم

 

اگه تا آخر این ترانه با من باشی

واسه تو سقفی از آهنگ و صدا می سازم

 

با یه چشمک دوباره من و زنده کن ستاره

نذار از نفس بیافتم ، تویی تنها راه چاره

 

آی ستاره ! آی ستاره ! بی تو شب نوری نداره

این ترانه تا همیشه تو رو یاد من میاره

 

تویی که عشقم و از نگاه من می خونی

تویی که تو طپش ترانه هام پنهونی

 

تویی که هم نفس همیشه ی آوازی

تویی که آخر قصه ی من و می دونی

 

اگه کوچه ی صدام یه کوچه ی باریکه

اگه خونه ام بی چراغ چشم تو تاریکه

 

می دونم آخر قصه می رسی به داد من

لحظه ی یکی شدن تو آینه ها نزدیکه

 

                  " شاعر : یغما گلرویی /خواننده : شادمهر عقیلی "

 

دسته ها :
1388/12/14 14:31

مولای مهربان

شهادت پدر بزرگوارتون رو تسلیت عرض می کنیم.

 

 

 

 امام حسن عسگری (ع):

خداترس ترین مردم کسی است که در مسائل شبهه ناک، که حق و باطل روشن نیست، توقف کند و خود را به آنها آلوده نکند.

هیچ کس را با چیزی که برایش سختی و مشقت دارد، تکریم و احترام نکن.

دسته ها :
1388/12/3 21:2
X